X
تبلیغات
جمعمون جمعه (عمو خشایار)

به نام خدا

سلام
حالتون خوبه خوشيد سلامتيد

تابستونتون مبارك باشه...

راستي ميدونيد 19/4/1390

سالگرد تاسيس وبلاگ منه..

ميبينيد تو رو خدا ...

چه زود دير ميشود....


****************************************************

در ضمن اين ماه ....ماه تولد همسرم هست

كه از همينجا بهش تبريك ميگم.....


********************************************************

و تمامي اعياد ماه مبارك شعبان هم بر شما مبارك باد....


ببخشيد دير اومدم


اخه سرم خيلي شلوغه...

ولي با دست پر اومدم...


اول اينكه برنامه جديد من به نام

مسابقه كي هستي از اين به بعد

در اعياد از شبكه 1 سيما پخش ميشه...


دوم اينكه ادرس فيسبوك من اينه...


www.facebook.com/mehdi.saremi1


سوم اينكه از اين به بعد سعي ميكنم هر دفعه يك بازي

گروهي رو يادتون بدم....



و اما بازي اين دفعه اسمش هست.....



 پانتومیم روایی


مربی یا سرکرده می خواند و بچه ها مجسم می کنند و می خوانند....



- گندم گل گندم، گل گندم. بچه ها – گندم گل گندم، گل گندم


- زمینش مال من، آبش مال مردم " " " " " " "


- شخمش می زنم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- تخمش می پاشم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- آبش می دهم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- دروش می کنم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- خرمن می کنم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- بوجار می کنم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- بادش می دهم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "


- به خانه می برم همچین و همچون گل گندم " " " " " " "



* مربی شعر زیر را می خواند و بچه ها آن را با پانتومیم بازی می کنند:


دلم می سوزه و سوز تو داره


نوشتم نامه ای کس نیس (نیست) بیاره


به ابرش گر دهم ترسم نباره


به بادش گر دهم ترسم نیاره


به بلبل گر دهم شیرین زبونه


به قمری گر دهم می ره به دریا


به آهو گر دهم می ره به صحرا


خودت دور و رهت دور، منزلت دور


اگر ترکت کنم، چشمام بشه کور

شعر از فرهنگ مردم سروستان، صادق همایونی، 1349، تهران، دفتر مرکزی فرهنگ مردم



* مربی شعر زیر را می خواند و بچه ها با پانتومیم آن را بازی می کنند:

رفتم به صحرا، دیدم قورباغه


گفتم قورباغه دماغت چاقه؟


رفتم به صحرا، دیدم لاک پشت


گفتم لاک پشت قیرت مارو کشت


رفتم به صحرا دیدم مارمولک


گفتم مارمولک عیدت مبارک!

شعر به نقل از هانری مالسه، ج 3، 1357، ص 462
* مربی می خواند. بچه ها بازی می کنند


*کاشکی که من گربه بودم

/ میو میو کرده بودم/

قاب پلو خورده بودم


(مازیار، شاملو، حرف الف دفتر دوم، 1379، ص 960)


*چیست گردنده ای که دم نزند/

روز و شب گردد و قدم نزند/

نعرة او چو شیر بود/

برف بارد و لیک نم نزند

شاملو، ج اول، 1378 (آسیاب، ص 477)



*عروس می بریم کوچه به کوچه

/ براش می پزیم آش آلوچه/

می ریزیم سرش نقل و کلوچه

شاملو ج 1، 1378، 497


حالا نوبت رسيد به عكسهاي اين پست...


اول از همه ملودي خانم و اقا متين...

ملودي

اين چند تا عكس هم روز تولد 4 سالگي عروسك

پنگول بود و من و اقا نشاط مجري اين جشن بوديم...



حالا چندتا عكس يادگاري

اول دايي بهنام و غوره

حالا دايي بهنام به همراه خاله نرگس و اقا گل

و اقا غوره در برنامه جمعمون جمعه

حالا دايي بهنام و پنگول و هومن حاج عبداللهي و علي شه جويي



خوب ديگه اين پست هم به پايان رسيد....

تا پست بعد خدا يار و نگهدارتون ....

نظر يادتون نره...


+ نوشته شده توسط بهنام در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 11:1 بعد از ظهر |